کودکی امروز

                 زندگی فردا  (3)

 

یادآوری

در باره ی توسعه یادگیری های کودکان از طریق «بازی »   مطرح گردید که ما انسان ها همه زندگی « بازی » می کنیم . کودکان هم نیاز دارند بازی کنند تا با زندگی آشنا شوند و آن را حس کنند ، لمس کنند ، بچشند و شاداب شوند . لحظه هایی که کودکان به بازی مشغول می شوند ، در واقع به زندگی کردن مشغول شده اند .

« بازی » فرایندی است که در یاددادن و یادگرفتن های مفید و مطلوب ، اهمیتی بی همتا دارد . شما خواندید که هر بازی هدفی دارد و بازی بدون هدف ، وجود ندارد . همچنین می توانیم برای هر بازی هدف هایی را طراحی کنیم و با شور و حال به آن بپردازیم . دراین قسمت دو بازی دیگر : « قصه بازی » و « کتاب بازی » معرفی می شوند . 

 

قصه بازی

همه می دانیم که کودکان عاشق « قصه » هستند . آن ها دوست دارند به قصه های پدر ، مادر ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ و ما مربیان و معلمان گوش بدهند و خودشان را به جای قهرمان های آن ها بگذراند و در درونشان شور آفرینی های آرزومندانه بکنند و با این آرزوها به پرورش شخصیت خود بپردازند .

قصه گفتن برای کودکان ، دل انگیز ترین و هیجان انگیز ترین وسیله ی یاددادن است . در مباحث فناوری های آموزشی (که بخش عمده ی آن تکنولوژی آموزشی است ) ، این گونه ابزارها را جزو ابزارهای ناملموس به شمار آورده اند . در خلال قصه هایی که برای کودکان می گوییم ، خیلی چیزها یاد می دهیم و خودشان نیز خیلی چیزها یاد می گیرند . قصه گفتن از جمله ابزارهای موثر برای آموزش های غیر مستقیم است و طی آن ، کودکان با درک و احساس و تفکر خود یادگیری های عمیق و ژرف می کنند

اما واقعیت این است که قصه گفتن « نصف قضیه » است . اگر فقط قصه بگوییم و نصف دیگر آموزش خود را به اجرا نگذاریم ، به هدف های آموزشی خود که گسترش و توسعه یاددادن های مفید و مطلوب است به طور کامل نائل نشده ایم .

قصه گفتن ها را می توان به بازی تبدیل کرد و برای کودکان ساعت های « قصه بازی » ترتیب داد . قصه بازی به این معنی است که کودکان را از دنیای انفعالی و دریافت های یک سویه شفاهی به وادی فعال و پر تحرک ذهن و دریافت های دوسویه یا چند سویه کلامی و فکری بکشانیم و به آن ها کمک کنیم که نه تنها در ماجراها و رخدادهای قصه سهیم و نزدیک شوند و از این راه به خود ادراکی های سازنده و مفید برسند ، بلکه به ماجراجویی های فکری نیز بپردازند و همراه با تخیل آزاد و بی هیچ پیش شرط یا قید و بندی ماجرا آفرینی کنند و به خلق قصه های تازه و دلخواه ، یا صحنه ها و ماجراهای تازه و خود خواسته بپردازند . و با نیرومندی های بالقوه که دارند ، شما را نیز غرق شادی های توأم با تعجب کنند . 

 

نمونه دوم

نام بازی : « قصه بازی »

هدف های بازی

-         تقویت توان گوش دادن و درک مطلب .

-         ایجاد علاقه به گوش دادن و پرورش کنجکاوی های ذهنی .

-         تقویت مهارت در بیان شفاهی .

-         افزودن بر گنجینه ی لغت ها و کلمه ها و عبارت ها .

-         پروراندن تفکر ، ادراک ، احساس و تخیل .

-         ایجاد فضای باز برای تخیل و آفرینش های ذهنی .

 

ابزار بازی

یک قصه کوتاه

نحوه بازی

قصه ی کوتاهی برای کودکان بگویید که دارای چند شخصیت باشد . وقتی قصه را تمام کردید ،ازآنان بخواهید در بازگویی قصه به شما کمک کنند . تا می توانید خودتان از بازگو کردن قصه خودداری کنید . سعی کنید شرایطی به وجود آورید که بیش ترین قسمت های قصه را کودکان بازگو کنند . پس از این مرحله ، پرسش هایی در باره ی ماجراهای قصه بکنید . پرسش ها می توانند با عبارت هایی مانند « چه کسی » شروع شوند :

·        چه کسی به خانه ی مادر بزرگ رفت ؟

·        چه کسی دندان های بلند و بزرگ داشت ؟

·        چه کسی سبد را بر داشت ؟

 

از پاسخ های صحیح کودکان استقبال کنید . با تعریف های مختصر و کوتاه با آن ها همدل شوید و مورد تشویقشان قرار دهید . هر گاه کودکان در پاسخ دادن به پرسش های شما درماندند ، راهنمایی کنید تا سر انجام پاسخ درست را پیدا کنید .

شیبه پرسش های بالا را با عبارت هایی دیگر ، مانند : « چه وقت » ، « چگونه » ، و « چرا » تکرار کنید . مطمئن باشید در خلال پرسش های شما بچه ها هم از شما سئوال هایی خواهند کرد . هرچه بیش تر سئوال کنند ، دلیل آن است که حس کنجکاوی آنان بیش تر تحریک شده است . اجازه دهید کنجکاوی های خودشان را دنبال کنند تا با علاقه ای بیش تر به تجزیه و تحلیل قصه بپردازند و نکات مبهمی را که در ذهنشان به وجود آمده است ، مرتفع کنند .

اگر قصه هایی که انتخاب می کنید ، ماجراهایی شیرین داشته باشند ، هیجان کودکان را برمی انگیزاند . در این صورت است که آنان همانند سازی می کنند و خودشان را به جای قهرمان قصه می گذارند و ماجرا آفرینی هایشان شروع می شود . پرسش ها و توصیف هایی که صورت می گیرند ، بر تعداد ماجرا های قصه شما می افزایند . در این صورت متوجه می شوید که کودکان به شور و شوق آمده اند و قوه تخیل خود را رها ساخته و آن را به پرواز در آورده اند . چه بسا ، آنان در اثر تصادفات ذهنی ، قصه های دیگری خلق کنند که برای شما تازگی دارد یا بین ماجراهای قصه  های دیگر که شنیده اند و به یاد می آورند ، شباهت هایی پیدا کنند و به شبیه سازی های فکورانه و منطقی بپردازند .

کم کم می بینید قصه ی کوتاه شما تبدیل به قصه ی بلندی شده است که هرگز خودتان قادر نبودید تا این اندازه آن را گسترش دهید و به حجم آن یا بر ماجراهای آن بیفزایید .

توجه داشته باشید ، هر اتفاق دیگری نیز که بیفتد در محدوده ی هدف های شما قرار خواهد گرفت .

هدف هایتان را که فراموش نکرده اید ؟ می خواستید :

·        به کنچکاوی های ذهنی کودکان تلنگر بزنید .

·        مهارت های بیان شفاهی آن ها را تقویت کنید .

·        گنجینه ی لغت ها و عبارت های آن ها را افزایش دهید .

·        تفکر ، ادراک و تخیل آن ها را بر انگیزید و بپرورانید .

·        توان گوش دادن آن ها را بالا ببرید .

·        قدرت درک مطلب آن ها را تقویت کنید .

·        فضایی از یازی برای تخیل به وجود آورید تا به آفرینش های ذهنی برسند .

و حالا می بینید که به همه ی هدف هایی که تعیین کرده بودید ، رسیده اید .

 

کتاب بازی 

همه ی پدر ها ، مادرها ، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها برای کودکان قصه نمی گویند . بعضی ها قصه ای به یاد ندارند ، اگر هم به یاد داشته باشند ، غالبا ً طرز گفتن و بهره گیری های آموزشی از آن را نمی دانند یا قصه هایی را که به یاد داشته اند ، فراموش کرده اند یا این که اصلاً حوصله ی قصه گفتن ندارند و گاه هم یکی دو قصه ی محدودی را که می دانند ، همواره تکرار می کنند . اگر طرز قصه گفتن این گروه خیلی هم جذاب و جالب باشد ، کودکان به سبب نیازی که به شنیدن قصه دارند ، مجبوراً مرتب همان قصه های محدود را گوش کنند . این گونه تکرار دامنه ی تفکر و اندیشه کودکان را وسعت چندانی نمی بخشد و آن را در فضای همین چند قصه محدود نگاه می دارند . ممکن است تکرار ها تا حدودی برای سرگرم کردن یا ساکت کردن کودکان موثر بیفتند ، ولی از هدف های آموزشی و یاد دادن به قصد رشد و توسعه ی تفکر ، اندیشه ، ادراک و مهارت های شنیداری و گفتاری که باید کودکان کسب کنند ، دور می مانند .

باید کودکانمان را متوجه ی این مسأله مهم بکنیم که قصه ها فقط در سینه ها و حافظه های پدر ها ، مادرها یا سایر بزرگ تر ها حفظ نشده اند ؛ بلکه درکتاب ها هم نوشته شده اند و هر وقت بخواهیم ، می توانیم آن ها را بخوانیم .

اگر آشنا کردن کودکان با کتاب خوانی از دوران آغازین کودکی اتفاق بیفتد ، در بزرگسالی از « کتاب نخواندن » و « بی توجه بودن آن ها به کتاب » رنج کم تری خواهیم برد .

با انواع بازی های مفرح و لذت آفرین ، می توانیم کودکان را با کتاب آشنا کنیم . همچنین می توانیم بازی ها را به گونه ای اجرا کنیم که کودکان نه تنها خود را سرگرم کنند ، بلکه از این طریق در توسعه و رشد یادگیری های خود شریک و سهیم شوند ، به تفکر بپردازند ، از راز و رمز قصه ها ، به راز و رمز حوادث قصه های زندگی پی ببرند و تا آن جا که در توان دارند ، استعداد های پوشیده و نهفته ی خود را بروز دهند و در بروز دادن آن ها به مهارت های لازم برسند .

بازی های زیادی طراحی شده اند که ابزار آن ها « کتاب » و « کتاب خوانی » است . آشنا شدن با این بازی ها سبب می شود خود ، بازی های تازه ای خلق کنیم که برای اولین بار در زندگی حرفه ای مان به اجرا در می آیند .

سومین نمونه ی گفتار ما یکی از این بازی هاست .

نمونه ی سوم

نام بازی : « کتاب بازی »

هدف های بازی

-         آشنا کردن کودکان با دنیای کتاب و کتاب خوانی .

-         ایجاد علاقه به کتاب و کتاب خواندن .

-         تقویت توان گوش دادن و درک مطلب از راه شنیدن .

-         تقویت کنجکاوی های « دیداری » و کسب مهارت « خوب دیدن » از تصویرهای کتاب .

-         افزودن بر گنجینه ی لغت ها و عبارت ها و اصطلاحات در زبان و بیان .

-         تقویت بیان شفاهی ، خوب گفتن ، درست گفتن و مربوط گفتن .

-         پرورش قدرت تمرکز ، تفکر و تخیل .

 

ابزار بازی

یک کتاب ، مناسب سن و سال کودکان بازیکن .

شیوه ی بازی

·   کتابی را که انتخاب کرده اید ، به کودک یا کودکانی که به صورت گروهی همبازی شده اند ، نشان دهید . ممکن است کتاب انتخابی شما فقط تصویری باشد ؛ چون همبازی یا همبازی های شما هنوز با نوشته آشنا نشده اند . یا ممکن است تصویری نوشتاری باشد و این موقعی است که کودک یا کودکان شما با نوشته آشنا شده اند و یا ممکن است فقط نوشتاری باشد و این برای زمانی است که همبازی های شما می توانند به راحتی کتاب بخوانند . البته ممکن است کتاب انتخابی شما ، کتابی باشد که وضعیت ویژه ی زمانی و مکانی شما ، در اختیارتان گذاشته است .

·   پس از نشان دادن کتاب ، قصه ی کتاب را برای همبازی های خود بخوانید یا موضوع قصه را رای آن ها تعریف کنید .

·   از تک تک همبازی ها ی خود بخواهید بخش مورد علاقه خود را از آنچه شنیده اند ، بازگو کنند . بخش های مورد علاقه ی هر بازیکن را به ذهن بسپارید یا یادداشت کنید .

·        حالا ، یک صفحه از کتاب را دور از چشم بازیکنان ، با صدای بلند بخوانید و کتاب را ببندید .

·   از یکی از کودکان بخواهید صفحه ای را که خوانده اند ، پیدا کند و آن را مانند شما با صدای بلند بخواند . اگر با شور و حالی کودکانه ، خودتان را درگیر بازی با آن ها کرده باشید و بازی را به گونه ای انجام دهید که مانع تراشی های بی جهت به وجود نیاید ، مطمئن باشید کودک صفحه مورد نظر را به سرعت پیدا می کند و با دقت برای شما می خواند . اگر کودک صفحه مورد نظر را به درستی تشخیص داد و به درستی خواند ، به او امتیاز بدهید . در غیر این صورت ، به او کمک کنید آن را پیدا کند .

·        سعی کنید ، همین کار را با تک تک بازیکن ها تکرار کنید و به برندگان بازی امتیاز های تشویقی بدهید .

·   یادتان باشد خودتان هم جزو گروه بازی هستید . پس همبازی یا همبازی های شما باید صفحه ای از کتاب را انتخاب کنند و از شما بخواهند آن را پیدا کنید و با صدای بلند بخوانید . چنانچه شما نیز صفحه مورد نظر آن ها را به درستی تشخیص دادید ، آن ها ره شما امتیاز خواهند داد .

·   این بازی را می توانید چندین دور تکرار کنید و تعداد امتیازهای بازیکنان را بالا ببرید . به ویژه وقتی همبازی های شما به شوق آمده باشند و مشتاقانه در صدد کسب امتیاز بیش تر بر آیند .

·   اگر برای کودکان خردسال همبازی خوبی باشید ، خواهید دید که کسب امتیاز یکی از عوامل علاقه مند ساختن آن ها به ادامه ی بازی است . بنابراین ، سعی کنید در اولین دور بازی ، برای هر بازیکن صفحه ای را انتخاب کنید که در ابتدای بازی به عنوان صفحه مورد علاقه خود ، به شما معرفی کرده است . با این ترفند ، نه تنها احتمال کسب امتیاز را برای همه یا اکثر بازیکن ها افزایش داده اید ، بلکه درجه و میزان اشتیاق آن ها را نیز به ادامه ی بازی بالا برده اید . از این طریق است که شور و هیجان بازی افزایش خواهد یافت .

·   سعی کنید به بچه ها امتیاز های بی جهت و کاذب ندهید همچنین دقت داشته باشید ، امتیاز های خودتان بیش تر از امتیاز های همبازی هایتان نشود . با این نیرنگ موجه ، مزه ی تلخ و در عین حال واقعی شکست های گاه به گاه را نیز به آن ها می چشانید و به شیوه ی غیر مستقیم به آن ها می فهمانید که در هر بازی ، از جمله در بازی های زندگی ، شکست و پیروزی کنار هم می نشینند . مثل گل و خار که در طبیعت و در زندگی واقعی تنگا تنگ به هم چسبیده اند و جدایی ناپذیرند .

·   « کتاب بازی » وقتی تمام می شسود که همبازی های شما خسته بشوند و توان و قدرت ادامه ی آن را نداشته باشند . با جمع بندی امتیازهای بازیکنان ، بازی را پایان دهید . بازیکنی که امتیاز بیش تر کسب کرده ، برنده است و مستحق جایزه ی کودکانه اش هم خواهد بود .

حال ببینیم با این بازی ، به کدام یک از هدف هایی که تعیین کرده بودید ، دست یافته اید . آن چه انکار ناپذیر است این است که تکرار این بازی و بازی های مشابه آن ، در زمان های متفاوت سبب خواهد شد ، کودکان :

·        با کتاب و کتاب خوانی آشنا شوند .

·   به کتاب و کتاب خواندن علاقه مند شوند . این علاقه مندی تا آن جا پیش خواهد رفت که در تنهایی یا به صورت انفرادی نیز به خواندن خواهند پرداخت و از همسان سازی هایی که با قهرمانان قصه ها و داستان ها می کنند ، لذت خواهند برد و به شور آفرینی های آرزومندانه ی خود خواهند پرداخت .

·   لذت « خوب گوش دادن » و « درک مطلب درست » را بچشند و تجربه کنند و در این راه به مهارت های لازم برسند .

·        به تمرین « خوب دیدن » بپردازند و کنجکاوی های دیداری خود را توسعه ببخشند .

·   « بیان شفاهی یا گفتاری » خود را تقویت کنند و با استفاده از واژه های جدیدی که یاد می گیرند ، به ورزش « درست گفتن و به جا گفتن » بپردازند .

·        قدرت تمرکز پیدا کنند و همزمان با آن تفکر و تخیل خود را پرورش دهند .

·   به « گروه  زیستی » و « با دیگران بودن » انس و الفت بگیرند و خود را با جمع و در جمع تطبیق دهند و بیش از پیش به توانایی ها و نا توانی های خود پی ببرند .

·        اعتماد به نفس پیدا کنند و به خود باوری برسند و دیگران را هم باور داشته باشند .

یک پیام جدی

 

همه می دانند کودکان در ذات خود گرایش به خوبی ها و لطافت های زندگی دارند . در این میان هنر ما تنها انتخاب قصه های خوب است . قصه هایی که برای کودکان می گوییم یا می خوانیم باید بیان کننده ی خوبی ها ی زندگی ، عاطفه ورزی ها ، احساس های نرم و شیرین و در عین حال تخیل برانگیز ، تفکر آفرین و همراه با هیجان هایی باشند که در ذهن و اندیشه ی کودکان به وجود می آیند . همچنین ، مهرورزی ها ، دوست داشتن ها ، خوب فکر کردن ها ، و همه مطلوب هایی را که در ذات هستی و طبیعت و زندگی وجود دارند را بنمایانند .

الگوهای خوب ، همیشه برای کودکان زندگی آفرینند و الگوهای نا صواب زندگی آنان را پریشان می سازند .