سر چشمه هستی
سر چشمه هستی
ای گردش چشمان تو سرچشمه هستی
ما محو تو هستیم،تو حیران که هستی؟
خورشید که سرچشمه زیبایی و نور است
از میکده ی چشم تو آموخته مستی
تا جرعه ای از عشق تو ریزند به جامش
هر لاله کند دعوی پیمانه به دستی
از چار طرف محو تماشای تو هستند
هفتاد و دو آیینه ی توحید پرستی
واکرد در مسجد الاقصای یقین را
تکبیره الاحرام نمازی که تو بستی
تا واشدن پنجره،هرگز نزدی پلک
تا خون شدن حنجره،از پا ننشستی
ای کاش که گلهای عطشناک نبینند
در دیده خود خار غمی را که شکستی
یک گوشه چشم تو مرا از دو جهان بس
ای گردش چشمان تو سرچشمه هستی
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۹ ساعت 14:17 توسط فدایی معاون آموزشی
|