آفات تشویق
آفات تشویق
(در صورتی که بدون رعایت اصول اعمال گردد.)
۱- وابستگی کودک به عوامل کنترل بیرون خود
۲-کند شدن محرک های درونی( از بین رفتن رغبت های خود به خودی و جایگزینی رغبت های تصنعی بیرونی)
۳- ایجاد توقعات و انتظارات تصنعی برای کودک
۴- مختل شدن ساخت ها و سازمان های شناختی
۵-کاهش عامل تعادل جویی و خود نظم جویی در کودک
۶- مغرور شدن و احساس مهتری کاذب( پوشش دادن بر عقده حقارت و احساس مهتری که عامل پیشرفت و تحول کودک است)
۷-تعارض انتظاراتی در خانه، مدرسه و جامعه
به طور کلی وقتی عوامل بیرونی بر عوامل درونی غلبه نماید تقویت ها و جوایزو پاداش ها به سود تقویت مکانیزم های خودانگیخته نگردد این احتمال وجود دارد که شرایط زیر فراهم آید:
-امکان شرطی شدن رفتارها به وجود می آید.
-عادات جایگزین صفات می گردد.
-هدف های فرعی و ابزارها، جایگزین هدف های اصلی و معنوی می شود.
-ابزارها و وسایل به جای هدف قرار می گیرند.
-اقدامات تقویتی تصنعی شده و به صورت خودنمایی و تظاهر جلوه می کنند.
-رفتارهای مورد انتظار، قالبی، مکانیکی و ساختگی می گردد.
-خودجوشی ها، خودانگیختگی های طبیعی از بین می روند.
-همکاری و تشریک مساعی به رقابت ناسالم و تخریب گر تبدیل می شود.
-فرد تشویق شده همیشه خود را وابسته به فرد تشویق کننده می داند.
-اصالت و ماهیت عمل مورد تشویق از بین می رود.
-قالب رفتار بر محتوای رفتار غلبه می نماید.
-فعل پذیری، رکود و تکرار مکانیکی رفتار افزایش می یابد.
-انتخاب، اراده ، آگاهی و هوشیاری در انجام عمل کاهش می یابد.
-مربی و متربی هر دو در مقابل با یکدیگر مشروط (شرطی) می گردند.
-فریب، تظاهر، خودنمایی و ریاکاری افزایش می یابد.
-هدف تربیت تحت الشعاع ابزار قرار می گیرد.
-فرایند تربیت آگاهانه به فرایند عادات نا آگاهانه تبدیل می گردد.
متاسفانه بیشترین ضایعه تربیتی ناشی از بها دادن به عوامل مشوق بیرونی متوجه دانش آموزان مدارس ابتدایی است که هنوز از رشد لازم و کافی برخوردار نیستند، موقعیتها را تشخیص نمی دهند و نمی توانند معنی رقابت را دریابند.
بعضی از معلمین برای دست یابی به اهداف خود و تقویت هرچه سریع تر رفتارهای مورد نظر خود، سعی می کنند به هر طریق ممکن رفتار کودک را مطابق خواسته ها و دستورات و مقررات وضع کرده خود درآورند.بدون این که اثرات تخریبی این روش های شتاب زده وصوری را درساختار شخصیتی کودک احساس کنند. لذا چنان چه این گونه روش های سطحی، ظاهر پسند، دیگرانگیخته و تصنعی افزایش یابد شاهد فجایع سنگین و جبران ناپذیری درروند تعادل جویی طبیعی کودکان خواهیم بود و درواقع در ورطه مکتب رفتارگرایی شرطی خواهیم افتاد که تنها شرط وقوع یک رفتار را در حد تقویت های بیرونی ومحیطی قلمداد می کنند و این سرنوشت برای یک جامعه اسلامی که برای انسان و انسانیت، اراده، انتخاب، آگاهی و... اهمیت قائل است، آفتی بزرگ در نظام تعلیم و تربیت خواهد بود.